مرتضى مطهرى

60

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس قرآن اين اصل را به ما مىآموزد كه يك وقت فكر نكنيم كه خدا چون به كارى مشغول است نمىتواند به كار ديگرى بپردازد ؛ بايد از آن فارغ شود تا بعد بيايد سراغ اين ! دنيا ، دار مهلت ولى يك مطلب ديگر هم هست : در مورد دنيا و آخرت ، باز خود قرآن مىگويد دنيا دارِ عمل است ، آخرت دارِ جزا ؛ دنيا دار مهلت است ، آخرت دار رسيدگى و حساب ؛ يعنى در دنيا انسان كارهاى خوب مىكند ولى چنين نيست كه پاداشش فوراً و نقداً برسد ؛ كار بد مىكند ، كيفرش نقداً به انسان نمىرسد . بلكه اميرالمؤمنين مىفرمايد « و نبايد برسد ، اگر برسد تكليف ديگر برداشته است » . اگر انسان يك دروغ كه بگويد يك تومان از جيبش بيفتد جبراً ديگر دروغ نمىگويد نه اينكه اخلاقاً دروغ نمىگويد . خدا انسان را در اين دنيا آورده و تكليف براى او معين كرده كه با انتخاب خود ، نيكى را انتخاب كند و بدى را انتخاب نكند . من - و هر كس ديگر - اگر بدانم يك نگاهِ گناه كه مىكنم اين نگاه همان و فرود آمدن يك شلّا ق به سر من همان ، بديهى است كه ديگر نگاه گناه نمىكنم اما اين گناه نكردن ، گناه نكردن اجبارى است . اختيار اقتضا دارد شعاع وسيعى از مهلت را . اگر مهلت نباشد اختيار در كار نيست . لازمهء اختيار ، شعاعى وسيع از مهلت است . مهلت معنايش اين است : كارى به كارش نداشتن ؛ فعلًا كارى به كارش نداريم . گويى به خود واگذارد . اين ، وضع دنياست . در آخرت ، ملكوت خدا ظاهر مىشود . ملكوت خدا اينجا هم وجود دارد منتها ظهور ندارد . در آخرت ملكوت خدا ظاهر مىشود ؛ يعنى آنجاست كه انسان رابطهء مستقيم عملش با پاداشش را درك مىكند . ديگر آنجا پاداش و كيفر ، كوچكترين جدايى از عمل ندارد . [ آخرت ] براى انسانها روز ظهورِ پرداختن خدا به جزاى اعمال است . يك مثال مثالى برايتان عرض كنم كه مطلب كاملًا روشن شود : اشياء ، يك وجودِ فىنفسه دارند ، يك وجود براى ما . وجود فى نفسه يعنى اشياء آن‌طور كه هست . وجود براى ما يعنى ظهورش براى ما . حال اين دو آيهء ديگر قرآن را توجه بفرماييد . از جمله